پيام قربان تا غدير اين است كه تا از قربان‌گاه منيّت خويش نگذري، به اوج معرفت و جاودانگي نخواهي رسيد.
پيام قربان تا غدير اين است كه مبدأ همه‌ي تحولات، انسان و شخصيت انسان است و تا خود را نساخته‌ايم و متحول نكرده‌ايم، انتظار تحول در ديگر ابعاد جامعه، از جمله در علوم انساني، توهمي بيش نخواهد بود.
پيام قربان تا غدير اين است كه بدترين انحطاط و بزرگ‌ترين ستم بر خود و جامعه و مردم، عوام‌زدگي و عوام‌فريبي است.
پيام قربان تا غدير اين است كه نكند ديگران در عمل به آموزه‌هاي اسلام و تشيّع بر ما مدعيان پيشي گيرند و تناقض در گفتار و رفتار، ما را به تظاهري رياكارانه بكشاند.
پيام قربان تا غدير اين است كه هيچ جامعه‌اي به درجه‌ي بندگي و عبوديت خدا نمي‌رسد مگر آن‌كه گوينده و شنونده در فضايي آرام و آزاد و منطقي، زمينه‌ي نظري و عملي را براي شنيدن و سنجش سخن‌ها و در نهايت، گزينش بهترين‌ها فراهم آورند.
پيام قربان تا غدير اين است كه به گفته‌ي آن عزيز سفركرده «بهشت را به بها دهند و به بهانه نمي‌دهند» و ادعاي بزرگ لزوماً پاداشي گران در پي نخواهد داشت.
پيام قربان تا غدير اين است كه حق‌الناس و شخصيت و كرامت انسان را نمي‌توان و نبايد به هيچ بهانه‌اي ناديده انگاشت و رفتار علي(ع) مي‌گويد كه اگر در گوشه‌اي از اين سرزمين، قطره‌ي اشكي به زمين ريزد يا آهي از سينه‌اي بر آسمان رود، بايد ترسيد و بر خود لرزيد كه آن‌چه اثر مي‌كند ناله‌ي مظلوم بي‌پناه است نه توپ و تانك و ناو و هواپيماي دشمن.
پيام قربان تا غدير اين است كه امروز ما مدعيان تشيّع به‌شدت و بيش از هر زمان ديگر نيازمند اصلاح و بازنگري و آسيب‌شناسي در گفتار و رفتار خويش هستيم.
پيام قربان تا غدير اين است كه هر جايگاه و قدرتي هرچند به‌ظاهر مستحكم، هرگاه پيوندي ژرف با آرماني خدايي و مدارايي انساني و گفتاري انديشمندانه و رفتاري مهربانانه و خردمندانه نداشته باشد، دوام و استمراري نخواهد يافت و ديري نخواهد پاييد كه زوال خواهد يافت و صاحب خود را به‌صورت به زمين خواهد كوفت و مايه‌ي پند و عبرت ديگران خواهد ساخت.
پيام قربان تا غدير اين است كه اگر حرفي براي گفتن و هنري براي عرضه و كاري براي انجام دادن نداري، با متهم كردن اين و آن و تخريب ديگران و فرافكني و غوغا و جنجال و لفاظي و توپ و تشر نخواهي توانست براي هميشه مردم را فريب دهي و نام نيك ديگران را از برابر ديده و انديشه‌ي خلق پنهان سازي.
و سرانجام، پيام قربان تا غدير اين است:
روح بيدار و زنده‌ي تاريخ، به لاف و گزاف من و تو و اين و آن كاري ندارد، خود، داوري خواهد كرد.