حساب پیروان از حساب مکتب جداست
| ||
به همین جهت ناقد لازم است نقطه قوت و محاسن هر فرقه را بشناسد و دقیقاً بداند هر حُسن، مربوط به کدام بخش است. مثلاً کسی که قصد دارد اثبات کند فرقه بهائیت ساخته استعمار است، لازم نیست اثبات کند کار تشکیلاتی هر جا اتفاق افتاد، کار استعمار است. درست است که تشکیلات فعلی بهائیت دارای ساختاری امنیتی و متکی بر ارزشهای صهیونیستی است اما اصلِ تشکیلات و سازمان بد نیست، از این رو بهتر است هر ساختاری جداگانه دیده شده و ماهیت هر تشکیلات به صورت مجزا تحلیل شود. اصل برخورداری از سازمان و داشتن شکل هرمی هم نباید زیر سؤال برود. باطل صد درصد نداریم!یکی از موانع ارتباط با شنونده در جلسات نقد، این است که شنونده احساس کند ناقد به سوگیرى و پیشداورى مبتلاست؛ به همین دلیل مناسب است ناقد قبل از پرداختن به نقد و بیان آسیب ها، منصفانه از محاسن و قوّت های یک اندیشه صحبت کند، که مخاطب احساس نکند هدف، تنها تخریب است. البته قوّتها اگر بجا و درست گفته شوند، می توان در ادامه مباحث، آنها را چنان تحلیل کرد که تبدیل به ضعف شوند. مخاطبان را دسته بندی کنیدمعمولاً مخاطبانِ جلساتِ نقدِ عرفان های نوظهور سه دسته اند: دین مدار و متشرع ، ناآگاه و بی طرف ، آسیب دیده ها. افراد متشرع عموماً دل بستگی زیادی به معارف دینی دارند و از پیش، با این نحله ها زاویه دارند و حاضر نیستند هنجارها و ارزش های آنها را بپذیرند. افراد بی طرف اطلاعات چندانی از این فرقه ها ندارند و البته تعلق خاطر جدی به باورهای دینی هم ندارند. حساب پیروان را از حساب مکتب جدا کنیدپژوهشگرِ بصیر و ناقد آگاه، باید حساب هر مکتب را از حساب پیروان آن جدا کند. در این باره توجّه به دو نکته لازم است:
|

سلام وبلاگ من دارای مطالب گوناگونی است از شیطان پرستی گرفته تا علمی و سرگرمی وآموزشی و... خوشحال میشم بدونم نظرات وراهنمایی های خوبتون در مورد مطالب چیه.التماس دعا