شورای نگهبان سد راه کودتا علیه مذهب
در ذهن نظریهپردازان اصلاحات و فعالان جبهۀ موسوم به دوم خرداد، تلاش برای اشاعه جریان فکری منتسب به جبهه دوم خرداد، چیزی نبود جز ایجاد بستری مناسب جهت گذراندن دوره گذار از یک جامعه مذهبی به یک اجتماع سکولار.
از دیگر سو حاصل تفکری که صاحبان آن در پی اشاعه سکولاریسم(۱) باشند، یقیناً هیچ نخواهد بود جز زدودن همه مظاهر دینی ازگوشه و کنار کشور. در حقیقت اصلاحات ماهیتی ندارد غیر از تلاش در راستای تجدیدنظرطلبی در اصول مذهبی حاکم بر انقلاب و دگرگون کردن نظام جمهوری اسلامی ایران.
البته تغییر احوالات انقلابی در کشور، بیشک حاصلی نخواهد داشت جز آنچه تعامل با جهان خوانده میشود؛ که این امر درعمل شامل اجرای بندهای کامل شیوهنامه تسلیم بیچونوچرا در برابر نظام سلطه جهانی است. همین مسأله سبب خواهد شد تا جامعهای که ذاتاً دینمحور است، صاحب حکومتی شود که در جمیع جهات به استقبال سکولاریسم میرود.
آنچه از سوی برخی تندروان اصلاحطلب بیان میشود، چیزی جز رفرم مذهبی نیست که بهتر است با عنوان "کودتا علیه مذهب" مورد اشاره قرار گیرد تا ذات و جوهرهاش کاملاً پدیدار شود.
در پایان دهه۱۳۶۰ و سالهای آغازین دهه۷۰، افرادی مانند "عبدالکریمسروش"(۲) و "مصطفیملکیان"(۳) به اقدامات گستردهای دست زدند که "اصلاحات دینی" خوانده میشد.
البته این نکته مهم نیز قابل توجه است: «در بستری که حاصل فعالیت این اشخاص است، همواره سخن از عملکرد حلقه کیان میشود.»(۴)
برای آگاهی از سیر تولد و خاستگاه اصلاحات و تولید ایدئولوژی آن، میتوان به کتاب «قبضوبسط تئوریک شریعت» نوشته عبدالکریم سروش رجوع کرد.
البته سروش این بارِ کج را به سرمنزلی رساند که نهایتاً و رسماً مدعی میشود نهفقط فهم از دین ریشه در ذهنیت بشر دارد، بلکه خود دین هم یک پدیده مصنوع انسان است!
روشنفکرهای مذهبی که خط "کودتا علیه مذهب" را دنبال میکردند، نهایت کوشش خویش را جهت ارایه تفسیرهای کاملاً سکولاریستی از دین بهکار بستند. این کوششها با هدف کاهش حساسیت نسبت به دستورات مذهبی اسلام انجام میشد.
در این تلاشها بود که روایت علما درباره دین را حاصل بیمدارایی، تعصب، خودشیفتگی و حتی خرافهپرستی محسوب میکردند.
حضور اینگونه اشخاص در مناصب اجرایی و متعاقب آن در مجلس شورای اسلامی طی دوره اصلاحات(۵) سبب شد تا حساسیتها نسبت به حضور شورای نگهبان بهعنوان یک تشکل دینی در گلوگاه حساس انتخابات، چندان به مذاق مدعیان قانونمداری و حامیان جریان موسوم به "دومخرداد" خوش نیاید.
در همین زمینه بود که جنجالسازی پیرامون نظارت شورای نگهبان در دستور کار بسیاری از تریبونهای اصلاحات از جمله نشریات زنجیرهای و نیز کرسیهای مجلس قرار گرفت.
اکنون و پس از نگاهی اجمالی به ریشه مخالفتها با یکی از نهادهای اصلی حکومتی جمهوری اسلامی ایران، میتوان با قاطعیت گفت که شورای نگهبان قانون اساسی، سد راه کودتا علیه مذهب است و البته از این باب، همواره مغضوب مدعیان باقی خواهد ماند.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 20:42 توسط behzad
|
سلام وبلاگ من دارای مطالب گوناگونی است از شیطان پرستی گرفته تا علمی و سرگرمی وآموزشی و... خوشحال میشم بدونم نظرات وراهنمایی های خوبتون در مورد مطالب چیه.التماس دعا